• تاریخ : ۱۷ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : آستارا

تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۶-ساعت: ۱۷:۳۰

مشاهده: ۶

داستان کوتاه | نجس‌ترین چیزها

گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می‌آید که نجس‌ترین چیزها در دنیای خاکی چیست….

 

داستان کوتاه نجس‌ترین چیزها ,گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می‌آید که نجس‌ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مأمور می‌کند که برود و این نجس‌ترین نجس‌ها را پیدا کند. پادشاه می‌گوید تمام تاج و تخت خود را به کسی که جواب را بداند می‌بخشد.

وزیر هم عازم سفر می‌شود و پس از یک سال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که نجس‌ترین چیز مدفوع آدمیزاد اشرف هست. عازم دیار خود می‌شود. در نزدیکی‌های شهر چوپانی را می‌بیند و به خود می گوید از او هم سؤال کند شاید جواب تازه‌ای داشت.

داستان نجس‌ترین چیزها

بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید: «من جواب را می دانم اما یک شرط دارد.»
وزیر نشنیده شرط را می‌پذیرد. چوپان هم می گوید: «تو باید مدفوع خودت را بخوری.»

داستان کوتاه

وزیر آنچنان عصبانی می‌شود که می‌خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید:
«تو می‌توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده‌ای غلط هست.
تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده‌ای نشنیدی من را بکش.»

داستان کوتاه نجس‌ترین چیزها

داستان کوتاه و پندآموز نجس‌ترین چیزها

خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می‌کند و آن کار را انجام می‌دهد. سپس چوپان به او می گوید: «کثیف‌ترین و نجس‌ترین چیزها طمع هست که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می‌کردی نجس‌ترین هست بخوری!»

یکی بود


امتیاز : نتیجه : ۰ امتیاز توسط ۰ نفر مجموع امتیاز : ۰


اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما